برای فهم حالِ ورزش یک استان، لازم نیست آمارهای رسمی را ورق بزنیم؛ کافی است عصرها سری به سالنهای ورزشی بزنیم، سالن هایی که با چراغی کمنور و کفپوشهایی پاره با مربیانی که با حداقل امکانات، هنوز امیدوارانه شاگرد تربیت میکنند.
در این سالن ها، واقعیت ها را بیپرده میشود دید؛ واقعیتی که این روزها برای ورزش خراسان رضوی چندان امیدوارکننده نیست.
استانی که باید فخر ایران باشد، امروز ورزشش زخمی عمیق دارد زخمی که ریشهاش در مدیریتهای ناکارآمد، بلاتکلیفیهای طولانی و اولویتهای غلط است.
ابتدا باید با صراحت از دوران علیرضا تاجفیروز گفت؛ دورهای که نه تنها پیشرفتی به همراه نداشت، بلکه بسیاری از مشکلات را عمیقتر کرد. او که با وعدههای پرطمطراق آمد و ادعا کرد «بیسابقهترین دوره جذب اعتبار» را رقم زده، در عمل چه کرد؟ اعتبارات میلیاری که جذب شد، عمدتاً در پروژههای خاص و حاشیهای (مانند مجموعه ثامنالائمه) هدر رفت؛ پروژههایی که اولویت واقعی ورزش استان نبودند.
رشتههای پایهای مانند دوومیدانی، با وجود روابط نزدیک او با برخی رؤسای هیئت، همچنان در فقر زیرساختی ماندند: سالن باغبانباشی و پیست کوثر هیچ تغییر اساسی ندیدند.
انتقادهای تند از هیأتهای شهرستانها، فرار رو به جلو در برابر رسانهها، برکناریهای سلیقهای (مانند مدیر مجموعه سجاد به دلیل قطع درختان) و مغفول ماندن حوزه جوانان تا حدی که خودش اعتراف کرد «در بلکلیست بودیم»، بخشی از میراث تلخ اوست.
پیشکسوتان گلایهمند، خبرنگاران منتقد مورد حمله قرار گرفتند و در نهایت خودش اعلام کرد «میخواهم بروم».
این دوره نه پیشرفت، بلکه انباشت بحران بود؛ بحرانهایی که هنوز هم استان را زمینگیر کردهاند.
پس از او، ابتدا محبوبه میرزایی آمد و رفت ، نشانهای کوتاهمدت از حضور زنان، و سپس امیر زارعی از اواخر مرداد، بر صندلی سرپرستی نشست.
اکنون شش ماه گذشته؛ شش ماه پر از بازدیدهای نمایشی، پیامهای تبریک تکراری، وعدههای تکراری «بازگشت به روزهای پرشکوه» و «حضور زنان در ورزشگاه امام رضا تا پایان سال» اما بدون هیچ تحول واقعی.
سایت رسمی ادارهکل همچنان او را «سرپرست» مینامد، پروژههای نیمهتمام (حدود ۲۰۰ پروژه با نیاز ۱۳ هزار میلیارد تومانی) همچنان روی زمین ماندهاند و سرانه ورزشی مدارس در حد ۴۱ صدم مترمربع مانده، تیم قدرتمندی در لیگ برتر نداریم و جایگاه استان در مدالهای ملی روزبهروز افت میکند.
این بلاتکلیفی مستقیماً خلاف ماده ۹۴ قانون مدیریت خدمات کشوری است:
سرپرستی حداکثر چهار ماه مجاز است؛ بیش از آن تخلف اداری است.
اما چه کسی پاسخگوست؟
وزارت ورزش چرا سکوت کرده؟
چرا با وجود انبوه، پیشکسوتان باتجربه، مدیران موفق، قهرمانان المپیکی حکم دائمی صادر نمیشود؟
آیا تعارضات پنهان با آستان قدس، استانداری یا نمایندگان مجلس مانع است؟
آیا ترجیح میدهند سرپرستی «کنترلپذیر» بماند تا مدیری مستقل و برنامهریز بیاید؟
نتیجه این چرخه شوم چیست؟
فرصتسوزی نسل جوان، فراموشی ارزشهای ورزش و تنزل جایگاه استانی که باید الگوی کشور باشد.
جوانان ما در حاشیه شهرها، روستاها و حتی مرکز استان، جایی برای ورزش ندارند؛ استعدادها هدر میروند و امیدهای جوانان کمرنگ میشوند.
زمان فریاد است!!!
باید وزارت ورزش تصمیم بگیرد: یا حکم مدیرکلی دائمی برای فردی توانمند و از جنس ورزش استان، فارغ از حاشیه ها صادر کند و یا دلایل این تأخیر طولانی و نقض قانون را با شفافیت کامل توضیح دهد.
خراسان رضوی شایسته مدیریت موقت، وعدههای پوچ و ویرانههای انباشته نیست بلکه شایسته ثبات، برنامه واقعی، احیای واقعی ورزش و اعتبار عادلانه است.
خراسان رضوی هنوز ظرفیت برخاستن دارد. هنوز سالنهایی هست که میتواند پر از شور شود و هنوز نوجوانهایی هستند که میتوانند قهرمان فردا باشند.
اگر این بلاتکلیفی ادامه پیدا کند، چند نوجوان قبل از رسیدن به خط شروع، مسیر دیگری را انتخاب خواهند کرد؟ و استان را در این چرخه درد و اسف نگاه خواهند داشت.
نگارش : خادم




